.
بازیگران سینماوتلویزیون عکس هایی از حامد بهداد در فیلم مجنون لیلی
![Click for Full Size View]()
ا
بیوگرافی حامد بهداد:

![]()
![]()
مت
ولد 6 آبان 1352 مشهد
برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. اما پررنگ ترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم « روز سوم » (محمدحسین لطیفی، 1385) بود که در نقش یک افسر عرافی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می شود، ظاهر شد و موفق شد نظر اکثر کارشناسان و منتقدان سینمایی را به خود جلب کند و برای دومین بار پس از « آخر بازی » کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود. بازی حامد بهداد در « روز سوم » اوج هنرنمایی اوست.
مصاحبه با حامد بهداد:
او دارای تحصیلات لیسانس است .كمتر كسى باور مى كرد بازيگر ناشناخته فيلم آخر بازى روزى به يك ستاره تبديل شود. اما بازى دلچسب و فراموش نشدنى حامد بهداد در آخرين ساخته سينمايى همايون اسعديان او را به يكى از اميد هاى بازيگرى نسل سوم بدل ساخت. بهداد در اولين حضورش كانديداى دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد از نوزدهمين جشنواره بين المللى فيلم فجر شد و پس از آن با حضورى كوتاه اما درخشان در فيلم بوتيك بار ديگر توانست كانديداى دريافت تنديس خانه سينما شود و حالا پس از ۵ سال از وى به عنوان يكى از آيندگان بازيگرى نام مى برند حامد بهداد در مجموعه تلويزيونى سايه آفتاب ساخته محمدرضا آهنج با ايفاى نقش رضا توانست چهره اى متفاوت از خود بروز دهد و اين بار شاهد قضاوت بيشترى درباره بازى اش باشد
او كه در اين سال هاى اخير تمام تلاش خود را معطوف حرفه اش كرده است مى كوشد تا در فضاى سينماى كشور از حاشيه نشينى پرهيز كند.
آنچه در ذيل مى خوانيد حاصل گفت وگو با حامد بهداد درباره نقش رضا در مجموعه سايه آفتاب است
اين اولين بار بود كه شما را در يك مجموعه داستانى دنباله دار مى ديديم
بله اين نخستين بار است كه در يك سريال بازى كرده ام. البته در دو كار اپيزوديك هم بازى داشته ام جست وجو در شهر و معما
بازى شما در اين كار با نقش هاى ديگر تان متفاوت است. چه شد كه اين نقش را پذيرفتيد
علت تفاوت اين نقش با نقش هاى ديگر اين است كه طبيعى بازى نمى شود، خيلى ها مى گويند كه نقش غلوشده اى است، ممكن است اينگونه به نظر برسد. با اينكه متداول نبودن ديالوگ ها به اين غلو دامن مى زند اما نظر شخصى ام چيز ديگرى است. البته مى توان گفت تمام شخصيت هاى داستان به همين سبك نوشته شده است
چه شد كه به حرفه بازيگرى روى آورديد
طى قرارى كه با خود گذاشته بودم ما به دنيا آمده ايم تا شاهد اتفاق هايى در زندگى مان باشيم، شاهد اتفاقات ريز و درشتى كه من نيز ناظر اين اتفاقات هستم. بگذريم، پس از آخر بازى يك اپيزود از مجموعه همسفر را براى قاسم جعفرى كاركردم و بعد از آن يك مجموعه ۲۶ قسمتى (كودكان و نوجوانان) به سفارش شبكه جهانى جام جم را كارگردانى كردم. يك اپيزود از مجموعه معما را بازى كردم. به هر تقدير اينها حدفاصل آخر بازى و بوتيك به حساب مى آمد
در مصاحبه اى از شما پرسيده شده بود «بازى شما در اين سريال بى شباهت به بوتيك و اين زن حرف نمى زند نيست»، با آنكه مخالفت كرده بوديد، مى خواهم به تفصيل در اين باره توضيح دهيد
بى ربط است، بازى هاى آل پاچينو نيز شبيه به هم هستند. اما چرا آل پاچينو بازيگر خوبى است. ساده ترين بخش بازيگرى در اين است كه بخواهى بازى متفاوتى ارائه كنى. بازيگر براساس نگرش و شخصيتش كارش را پيش مى برد. ما در بازيگرى دنبال چه چيزى هستيم؟ چه تفاوتى ميان بازى حميد فرخ نژاد در عروس آتش و ارتفاع پست وجود دارد؟ حقيقت اين است كه در هر دو فيلم عالى بازى كرده است. من به عنوان بازيگر و كسى كه كارشناسانه (صددرصد تخصصى) به اين مقوله نگاه مى كنم، پيگير شباهت اين دو نقش نيستم؛ بلكه سراغ اين وجه ماجرا مى روم كه اين بار چقدر توفيق نصيب او شده و چه مقدمه در نقش روح دميده شده است. نقش چارچوبى است كه توسط نويسنده ترسيم شده و بازيگر تنها به آن جان مى دهد
بازيگر انديشه هاى كارگردان و نويسنده را از دريچه دغدغه هاى شخصى اش متجلى مى سازد. او نقطه نظرات نويسنده و كارگردان را به خاطر مى سپارد اينكه مى گويم نويسنده يعنى كسى كه درام مى داند از طرفى ديگر با دغدغه ها و از زاويه نگاه خودش نقش را خلق مى كند. در اينجا است كه مهرداد شبيه رضا و رضا شبيه سروش است. به نظر من تفاوت به آن معنى متداول و كليشه اى چيز جالبى نمى تواند باشد اما تفاوت در يك نگاه جديد است كه مى تواند بازى را جذاب كند
باز هم تاكيد مى كنم كه تمام بازيگران مطرح دنيا شبيه خودشان بازى مى كنند. صدا همان صداست و بدن همان بدن است؛ فقط آن آدم در موقعيتى جديد قرار گرفته كه نويسنده آن موقعيت را به صورت كاملاً ويژه مى آفريند و ارائه مى دهد. رضا در سايه آفتاب مى تواند دو كوچه آن طرف تر از مهرداد زندگى كند ولى شبيه هم نيستند و اين را مى توان از تك تك عناصر بصرى موجود فهميد. رضا پاى بند به خانواده خود است و براى گذران زندگى به هر كارى تن داده است و اين هر كارى، در حين آبرودارى است. كار رضا اصلاً دزدى نيست، من نمى خواهم رضا را توجيه كنم يا برايش كسب آبرو نمايم. براى من فرقى نمى كند كه آن نقش دزد باشد يا هر چيز ديگر. رضا بچه كوچه است و سوداى پيشرفت (از نوع عجيب و غريب) را ندارد اما مهرداد (بوتيك) اين سودا را دارد. رضا به خانه و خانواده اش اهميت قائل است و به زندگى سنتى پاى بند است
رضا مابه ازاى بيرونى ندارد، در صورتى كه مهرداد مابه ازاى بيرونى دارد. خواستم از رضا نقشى بسازم كه دوست داشتنى باشد و تماشاگر با آن همذات پندارى كند. در مجموع تفاوت در جزئيات معنا پيدا مى كند و من در جزئيات اين را رعايت كرده ام
شخصيت رضا با ادبياتش همخوانى ندارد و ديالوگ هايش شاعرانه است. تقابل لمپنيسم و شاعرانگى عجيب است
وقتى مى گويم مابه ازاى بيرونى ندارد، اين مسئله را نيز شامل مى شود. اتفاقاً ديالوگ هاى او از اين ادبيات برخوردار است. فرض كن رضا همراه پدربزرگش به مراسم عزادارى ايام محرم مى رفتند و عزادارى مى كردند يا در زورخانه اشعار فردوسى را مى شنيده، پس اين كاراكتر كلى اشعار و ادبيات حفظ شده دارد
ديالوگ رضا در يكى از اپيزودهاى سريال درباره رنگ پيراهن اش اين بود رنگش عوض نمى شد جز با مرگ به اين شخصيت نمى آيد كه فلسفه مرگ را بداند و روشنفكرانه حرف بزند
ابتدا بايد روشنفكرى را معنى كرد. او به خاطر معشوقه اش سياه پوشيده است، همين. در قديم بعضى ها پس از مرگ معشوق خود سياه مى پوشيدند و تا چهل روز و يا بيشتر و شايد تا آخر عمر سياه را درنمى آوردند، فرض كن رضا ضرب المثل ها و اصطلاحات را خوب نمى شناسد، پاى نقالى نشسته است و داستان هاى شاهنامه را هم شنيده است. زمانى كه من ديالوگ هاى او را خواندم، گفتم اين شخصيت مى تواند به اين گونه باشد، يكى از آدم هاى خاص زور خانه
بازى شما موجب شده تا بازى هاى ديگر ديده نشود و شخصيت رضا برجسته تر از سايرين باشد
تلاش كردم كه خوب بازى كنم و به ديگران كارى نداشتم. دوست ندارم وارد حاشيه شوم. سعى مى كنم كار خودم را به نحو احسن انجام دهم
آيا در انتخاب نقش خود به تيم بازيگرى و پارتنر هاى خود اهميت مى دهيد
اين مسئله اهميت دارد اما نمى توانم در اين ماجرا تاثير گذار باشم. به هر حال من بايد كار خودم را انجام دهم
شما در بوتيك و اين زن حرف نمى زند نيز حضور كوتاه اما بازى برجسته اى داشته ايد. آيا اين را ادامه خواهيد داد
خير، هيچ چيز دست ما نيست و هر چه كه خداوند رقم برند همان را انجام مى دهم. در فيلم نفست رو حبس كن سامان مقدم، در يكى از نقش هاى اصلى بازى مى كنم كه كمى متفاوت است. ظاهر نقش ساده است اما براى ايفاى نقش زحمت زيادى كشيده ام. درآوردن و خلق نقش براى من يعنى رضايت خودم و بعد كارگردان. زمانى كه خودم و كارگردان از نقشى كه ايفا كرده ام راضى باشيم آن كار برايم دلچسب است؛ چون اين يك ائتلاف ميان من و كارگردان بوده و هر دو به مخاطب فكر مى كنيم. زمانى كه براى خودت قرارداد هاى كوچك مى گذارى و به آنها عمل مى كنى، كارگردان و تماشاگر مشعوف مى شوند. اتفاق بسيار خوبى مى افتد. آن قدر كه باورت نمى شود و خودت از نقشى كه بازى كرده اى شگفت زده مى شوى
در كل به اين سريال چگونه نگاه مى كنى. آيا مجموعاً از عملكرد خودت راضى هستى
من تنها از صداوسيما ناراضى ام. صداوسيما مى تواند شرايط بسيار خوبى فراهم كند اما اين شرايط بسيار كم فراهم مى شود و مجموعه هايى همانند امام على كمتر توليد مى شود. صداوسيما بايد ارزش گذارى هاى سخت گيرانه و بهترى را داشته باشد. به هر تقدير كار خودم را مى كنم و از كارم لذت مى برم. اميدوارم تماشاگران نيز در اين لذت با من شريك باشند
فكر مى كنيد چرا بعضى ها از بازى شما ناراضى اند
مهم نيست كه بعضى ها از كار من ناراضى اند، مهم اين است كه بعضى ها از كار من راضى اند. اميدوارم به زودى كارى ارائه دهم كه آنهايى كه ناراضى اند نيز بازى مرا دوست داشته باشند.در اين كار نظر مخالف و موافق بسيار است و نظر مخالف نظر بدى نيست و يك سرى نظرات بازيگر را رشد مى دهد و جايگاهش را ارتقا مى بخشد
مجموعه آثار:
- آخر بازی (همایون اسعدیان، 1379)
- این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- کافه ستاره (سامان مقدم، 1384)
- عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، 1384)
- باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)
- آدم (عبدالرضا کاهانی، 1385)
- روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
- تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « آخر بازی » - 1379
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « روز سوم » - 1385
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « کافه ستاره » - 1385
- پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « این زن حرف نمی زند » - 1382
- دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
عکس های حامد بهداد
یک مشت پر عقاب:


لینک های مرتبط: حامد بهداد ، کورش ستوده ، پژمان بازغی - پشت صحنه - كافه ستاره
بیوگرافی کامل بازیگران ترانه مادری + عکس مخاطبين سيما كه چند سالي بود به سريالهاي روتين با مضمون طنز خو گرفته بودند پس از پخش سريال نرگس به عنوان اولين ملودرام روتين شبانه، اين روزها شاهد پخش سريال ترانه مادري به عنوان دومين اثر ملودرام در قالب برنامه روتين شبانه هستند. هر چند «نرگس» به عنوان اولين اثر در اين سير با موفقيت جذب مخاطب روبهرو شد اما خيليها «ترانه مادري» را موفقتر از آن ميدانند.اما چگونه مخاطبيني كه در سالهاي اخير به ديدن سريالهاي شبانه با محتواي طنز عادت كرده بودند ميتوانند جايگزيني با مضموني متفاوت را بپذيرند؟ اينگونه قالبشكنيها به همان اندازه كه طرفدار و حامي دارد، با مخالف و منتقد نيز روبهروست. كساني كه معتقدند بعد از كار روزانه و خستگي بايد خوراك طنز و شادي به بيننده داد، نه اشك و البته كمي تامل!ايرج محمدي به همراه يار هميشگياش مهران مهام بعد از «نرگس» تهيهكنندگي دومين ملودرام شبانه را عهدهدار شدند و اين بار نيز با گردآوري يك گروه كاملا حرفهاي سعي ميكنند مانند گذشته اثري جاودان و البته كم نقص را روي آنتن ببرند. آن سو و هم چنان در پشت دوربين حسين سهيليزاده كه بيش از اين، كارگرداني «زخمهاي رويا» را براي پخش در ماه محرم به پايان برده است، سكان هدايت گروه را در مقام كارگردان به عهده گرفته است و البته محمد حمزهاي به عنوان دستيار اول او در هماهنگي گروه و حتي انتخاب چند بازيگر از جمله «محسن افشاني» نقش بسزايي را ايفا ميكنند. ضمن اينكه نميتوان از كار خوب تصويربرداري، مونتاژ، صدا و البته مثل هميشه گريم خوب مهري شيرازي و نيز فيلمنامه خوب مسعود بهبهانينيا كه او نيز همانند محمدي و مهام از عوامل مشترك اين دو ملودرام به شمار ميرود، گذشت…

هما روستا
متولد 1325، داراي مدرك تحصيلي فوقليسانس از دانشكده هنرهاي دراماتيك بخارست و همسر كارگردان معروف تئاتر حميد سمندريان. وي پس از كسب مدرك هنرهاي دراماتيك در رشته شيمي به تحصيل پرداخت كه به دليل شرايط زندگي ناتمام ماند. روستا از سال 1349 همكاري خود را با اداره تئاتر فرهنگ و هنر آغاز نمود و در همان سال نيز به تدريس در دانشكده هنرهاي دراماتيك پرداخت. «ديوار شيشهاي» به كارگرداني ساموئل خاچيكيان در سال 1350 اولين تجربهاش در زمينه سينما به حساب ميآيد. او در سال 1369 جايزه بهترين بازيگر را از جشنواره هنري ادبي براي بازي در فيلم «ملك خاتون» از آن خود كرد و همچنين جايزه بهترين بازيگر از جشنواره سيما براي بازي در تله تئاتر «شعبدهباز» را به خود اختصاص داد.

دانيال حكيمي
متولد 1342 در شاهرود، پس از دريافت ديپلم اقتصاد از سال 1360 با اداره فعاليتهاي فرهنگي و هنري تهران شروع به همكاري كرد. سه سال بعد با گذراندن دوره كامل كلاسهاي حميد سمندريان و نيز دوره مدرسه بازيگري راديو، به عنوان بازيگر در راديو مشغول به كار شد. اولين ايفاي نقش او مربوط ميشود به نمايش «فيزيكدانها» به كارگرداني سمندريان. پس از آن علاوه بر بازيگري به نوشتن و كارگرداني آثار مختلفي پرداخت. او در سال 1384 موفق به كسب ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد از جشن خانه تئاتر شد. حكيمي به عنوان يك چهره مثبت فيلمها شناخته شده، هر چند، چندي پيش با ايفاي نقش در سريالهايي نظير «خانه پدري» و «لبه تاريكي» سعي در شكستن اين كليشه داشت و البته در وراي تمام اين تفاسير او به زيبايي تمام نقشهاي محوله را باورپذير ارائه ميكند.
وي در سريال ترانه مادري هم يك نقش خاكستري ارائه ميدهد؛ مانند هميشه زيبا و بدون نقص. از ويژگيهاي بارز او اين است كه از گفتگو فراري است… اگر گفتگوي او را جايي خوانديد از ما جايزه بگيريد.
لوكيشن، باغ برره
شايد كمتر كسي باور كند خانه مادربزرگ «ترانه مادري» همان لوكيشن برره است خانهاي بزرگ در منطقه سعادتآباد كه البته مهران مديري، دو سال پيش در فصل پاييز و زمستان در آن باغ بزرگ، اين لوكيشن را مقابل دوربين برد و اين بار اين خانه بزرگ در فصل بهار و تابستان لوكيشن اين مجموعه روتين شده است.

مينا لاكاني
در سال 1351 به دنيا آمد و فارغالتحصيل تئاتر از دانشگاه سوره است. پس از اينكه سيمرغ بلورين جشنواره سيزدهم را كسب كرد مدتي در فعاليت هنرياش وقفه افتاد تا دوباره با سريال «آخرين گناه» به كارگرداني حسين سهيليزاده به صفحه جادويي بازگشت. او در سريال ترانه مادري نقش سميرا را ايفا ميكند كه رابطهاش با دو برادر (بهرام و پويا) ابهامي است كه در قسمتهاي آتي مشخص خواهد شد.

فاطمه گودرزي
متولد نوزدهم تيرماه سال 1342 در تهران است.
او نيز ديپلم اقتصاد را در سال 61 كسب كرد و پس از آن دوره دو ساله تئاتر گذراند. همسرش عبدالرضا گنجي است.
فعاليت در سيما را از سال 1367 و در سينما از دو سال بعد آغاز كرد. ايفاي نقش در فيلم «خانه خلوت» به كارگرداني مهدي صباغزاده در سال 1370 او را كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن و همين طور در سال 1377 كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به خاطر حضور در فيلم «جنگجوي پيروز» كرد.
تا بالاخره در سال 1374 اين سيمرغ را به خاطر «غزال» كسب كرد.

افشاني، بچه درسخوان
«محسن افشاني» كم سن و سال و پرانرژي همان بازيگر نقش پوياست كه تا مجلهها را در دست من و همكارم ديد، خوشحال و خندان مجله را از دست ما گرفت و به جايي پناهنده شد و خودكاري طلب كرد و مشغول حل جدول شد. به قول خودش خوره جدول است و برعكس پويا نظري مجموعه بسيار دقيق و ريزبين است و خودكفا و البته به مانند پويا بااستعداد. اگر بيننده برنامه سلام بهار و اجراي زنده محسن افشاني بوده باشيد بر مدعاي ما صحه خواهيد گذاشت. به طور حتم ديالوگهايي كه در برنامه كودك و نوجوان به زبانهاي آلماني، ايتاليايي، فرانسوي و اسپانيايي را اجرا ميكرد، ديدهايد. خيليها او را يك استعداد قلمبه ميدانند كه با اين سن ميتوان آينده درخشاني برايش متصور شد، اما خودش ميگويد تا پنج سال ديگر براي هميشه از اين وادي كنار خواهد رفت.
از چه زماني وارد اين عرصه شدي؟
افشاني: چهار سال پيش با تئاتر شروع كردم، علي مختارزاده كه دو تا از كارهاي مرا ديده بود از برنامه آستانه تماس گرفت و براي بازي در يكي از آيتمها، پس از يك ماه به من پيشنهاد اجرا داد، ديگه از همان جا پلهپله رفتم جلو تا شدم مجري اول برنامه، پس از آن برنامه «مادوتا» و «سلام بهار» كه قرار بود نود تا برنامه روي آنتن برود كه تنها شصت قسمت پخش شد. در جامجم هم برنامه زنده «بوم سفيد» را اجرا ميكنم.
چطور براي اين كار معرفي شدي؟
افشاني: از دو سال پيش با محمد حمزهاي (دستيار كارگردان) آشنايي داشتم (قرار بود در كار ديگري همكاري كنيم اما از آنجا كه كنكور داشتم، منتفي شد) فروردينماه امسال تماس گرفتند براي اين كار، البته پيش از اين هم يك نقش كوچك در قسمت سوم سريال «كارآگاهان» به كارگرداني آقاي لبخنده ايفا كردم.
متولد چه سالي هستي؟
افشاني: يازدهم فروردينماه سال 68.
پس امسال كنكور شركت كردي، در چه رشتهاي؟
افشاني: در رشته مهندسي مكانيك گرايش حرارت سيالات كه حتما قبول ميشوم.
چرا در رشته هنري شركت نكردي؟
افشاني: همه گفتند كه بازيگري را به شكل آكادميك و دانشگاهي پيگيري كن، اما خودم دوست ندارم. من عاشق مهندسي شيمي و مكانيك هستم.
پيش از شروع كار چه بيوگرافي از پويا ارائه داده بودند؟
افشاني: در روزهاي پيش توليد، زماني كه براي تمرين دور هم جمع ميشديم آقاي حاتمي كه به عنوان بازيگردان حضور دارند (و البته بازيگر هم…) كمي در مورد نقش برايم توضيح داده بودند، با راهنماييهاي ايشان و نيز آقايان محمدي و سهيليزاده و همچنين تجربه كمي كه از تئاتر داشتم يك شناسنامه براي پويا نظري درست كردم.
به اندازه پويا درسخوان هستي؟
افشاني: تا قبل از اينكه درگير برنامه زنده شوم خيلي درسخوان بودم، اما بعد از آن كمتر پرداختم به درس ولي هميشه معدلم بالاي هجده است.
با چه معدلي ديپلم گرفتي؟
افشاني: با معدل كل 14/18 ديپلم گرفتم.
قصد داري تا كجا بازيگري را دنبال كني؟
افشاني: حداكثر تا چهار يا پنج سال ديگر.
يعني آنقدر اين حرفه را براي خودت محدود كردي؟
افشاني: نه! محدود نكردم، چون بازيگري جزء اهداف من در زندگي نبوده، هميشه دوست داشتم، مهندس شوم بازيگري از سرگرميهاي جدي من به حساب ميآيد.
اجرا هم…؟
افشاني: اجرا كه هميشه حكم بازي برايم داشته يك نوع شوخي و خاله بازي. شايد به اين خاطر كه ويژگيهاي يك مجري مثل بيان و شيوه اجرا را هيچوقت نداشته ام. هميشه جلوي دوربين بازي كردم چه در مقام مجري چه بازيگر.
پيشتر، كار با اين گروه حرفهاي را تصور ميكردي؟
افشاني: مثل خيليها اين سوال براي خودم هم وجود دارد كه چرا من انتخاب شدم؟ اين انتخاب خيلي برايم عجيب بود، من از هيچ يك از استعدادهايم ناآگاه نبودم و ميدانستم كه ميتوانم خوب باشم، اما مدام فكر ميكنم كه چقدر زود و چقدر خوب در اين جايگاه قرار گرفتم.
به هر حال انتخاب يك مجري براي چنين نقشي تا حدي سخت است، من بسيار از اين اتفاق خوشحالم و تشكر ميكنم كه چنين فرصتي به من دادند.
چند تا خواهر و برادر داري؟
افشاني: تنها يك خواهر بزرگتر دارم.
خانواده چقدر در اين زمينه مشوقت هستند؟
افشاني: من هميشه سپاسگزارشان هستم، در اين مدت خيلي اذيت شدند نقش خانواده واقعا قابلانكار نيست. شايد آن روزها كه براي تئاتر ميرفتم كارم را جدي نميگرفتند، ولي از زماني كه اولين تصوير از من پخش شد جدي گرفتند و البته مطمئن.
بهترين بازيگر و بهترين مجري از نظر تو…؟
افشاني: حامد بهداد و رضا رشيدپور.

خيرابي: دوربين هميشه خانه ما بود
تشابه بازي او به حامد بهداد خيلي زود او را مورد توجه رسانهها و مخاطبين قرار داد اما حتي اگر به بدبينانهترين شكل ادعا كنيم او تنها از بهداد تقليد ميكند، بدون اغراق ميتوان از حالا آيندهاي خوب را برايش متصور شد.وي تجربه طولاني در راستاي حضور حرفهاي جلوي دوربين ندارد و كارهايش تنها به فيلم «تلخون» و نيز فيلم سينمايي «حس پنهان» محدود ميشود. هر چند او از سالها پيش و در سنين پايين وارد دنياي هنر شده است. در حس پنهان تنها يك پلان جلوي دوربين مصطفي رزاق كريمي رفت و همان يك صحنه براي اين بازيگر جوان كافي بود تا در پرونده كارياش ثبت شود. در زندگي واقعياش تقريبا ميتوان گفت شباهتي با بهرام كيا ندارد، او برعكس بهرام بسيار متين، صبور و كم سر و صداست.
متولد چه سالي هستي و از چه سالي بازيگر شدي؟
خيرابي: آذرماه سال 1363 به دنيا آمدم. در خصوص بازيگري هم سال سوم راهنمايي در يك كار ايفاي نقش كردم كه بعد از آن به خاطر درس و مدرسه، به دنبالش نرفتم تا اينكه در دوره دانشگاه توسط يكي از دوستانم براي يك كار مستند داستاني به آقاي رزاق كريمي معرفي شدم اينجا بود كه تصميم گرفتم جديتر به اين حرفه بپردازم از اين رو رفتم به كانون سينماگران جوان و يك دوره كامل آموزش بازيگري را سپري كردم و دوباره براي كار «حس پنهان» آقاي رزاق كريمي انتخاب شدم؛ بعد از آن در تله فيلم «تلخون» به كارگرداني آقاي اميني ايفاي نقش كردم.
براي ترانه مادري چگونه انتخاب شدي؟
خيرابي: آقاي حمزهاي تلخون را ديده بودند براي همين با من براي اين كار تماس گرفتند.
اما با ايفاي نقش در اين سريال اين ذهنيت پيش ميآيد كه سابقه طولاني در اين حرفه داري. به نظر خودت دليل اين موفقيت چه چيزي است؟
خيرابي: من از بچگي عاشق فيلم بودم، فكر ميكنم تمام اين فيلم ديدنها در ايفاي نقش به كمكم ميآيند، ضمن اينكه به دليل شغل پدرم با دوربين آشنا بودم چرا كه پدرم آتليه عكاسي و فيلمبرداري دارد. هميشه جديدترين دوربيني كه وارد بازار ميشد به خانه ما هم ميآمد، از اين رو با دوربين غريبه نبودم، براي همين هيچ هراسي از لنز و دوربين نداشتم. فكر ميكنم دليل اصلي راحت بودنم جلوي دوربين همين ويژگي شغل پدرم بوده و هست. در مورد اين سريال خاص هم اگر بازي من خوب به نظر آمده به خاطر لطف و زحمات آقاي حاتمي به عنوان بازيگردان و آقاي سهيليزاده و همچنين آقاي حكيمي است كه بسيار كمكم ميكنند.
پيشتر كه كارهاي اين بازيگران مثل دانيال حكيمي، هما روستا، مينا لاكاني و… را ميديدي، فكر ميكردي روزي در كنارشان ايفاي نقش كني؟
خيرابي: به هيچوجه، چنين احتمالي نميدادم.
كدام يك از كارهاي دانيال حكيمي را بيشتر دوست داري؟
خيرابي: من هميشه يكي از طرفداران ايشان بودم، هم من و هم خانوادهام عاشق صداي آقاي حكيمي هستيم، اكثر كارهايشان را ديدهام، اما سريال «مسافر» بيشتر در ذهنم باقي مانده بازي در كنار آقاي حكيمي و همچنين خانم روستا شانس بزرگي است براي من كه هيچگاه فراموشش نميكنم.
سقف آرزوهاي سياوش خيرابي كجاست؟
خيرابي: آرزوهاي من هيچ وقت سقف نداشته، هر چه ميروم بالاتر باز بالاترش را طلب ميكنم.
خانوادهات چطور؟ آنها هيچ كدام وارد اين حرفه نشدهاند؟
خيرابي: دو تا برادر دارم كه از من بزرگترند و كار پدر را دنبال ميكنند.
در اين مدت كه ترانه مادري روي آنتن ميرود، در بيرون چهره شناخته شدهاي هستي؟
خيرابي: كم و بيش. يك بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند براي امضا، همين طور كه سرم پايين بود آقايي را ديدم، يك دفعه ناخودآگاه ايستادم شروع كردم به سلام و احوالپرسي، او گفت: «پسرم از تو خوشش مياد، ميخواد باهات عكس بگيره». من از همون لحظه زبانم بند آمد، بعد كه رفت به ياد آوردم كه ايشان آقاي هاشمي معلم اول دبيرستان من بوده تازه فهميدم چرا زبانم بند آمده بود، چون هميشه از او ميترسيدم.
او فهميده بود شاگردش بودي؟
خيرابي: نميدانم، وقتي فهميدم دنبالش رفتم اما چون همه جمع شده بودند براي عكس و امضا، نتواستم پيدايش كنم.
برداشت شخصي تو از سريال ترانه مادري چيست؟
خيرابي: يكي از محورهاي اصلي اين سريال نشان دادن تربيت نادرست است بيتوجهي زياد به بهرام و از آن طرف توجه زيادي به پويا، همان بحث افراط و تفريط.
رشته تحصيلي شما؟
خيرابي: فوقديپلم نرمافزار كامپيوتر هستم كه انشاا… ميخواهم براي ليسانس بخوانم.برگرفته ازسایت:/forum.persiandown.com
اشکان خطیبی








عکس اشکان خطیبی درفیلم مزدعشق
متولد 19 مهر سال 1357
اهل تئاتر است .
پژو 206 تیره رنگ دارد.
با رامبد جوان رفاقت دیرینه دارد.
.کارشناسی تئاتر از دانشگاه آزاد , دانشگاه هنر و معماری دارد
در سال 79 یک گروه موسیقی راک ایرانی به نام اپولو داشته است که راک ایرانی می زدند اما به قول خودش بعدا همه شان جداشدند و رفتند سمت زندگی خودشان . وی پیانو , گیتار و گاهی هم ساز دهنی می زند.
بازی اودرسریال ازنفس افتاده عالی بود.
بیوگرافی علی صادقی:متولدآذرماه۵۹. مدرک تحصیلی:فوق دیپلم کامپیوتر.اواتفاقی به جرگه بازیگران پیوست..اوهم اکنون درسریال۳در۴که ازشبکه۱درحال پخش است ایفای نقش کرده ویک فیلم جدیدبه نام حرکت اول که هنوزاکران نشده رابه کارنامه کاری خوداضافه کرده است...
نگین جون این رابرای توگذاشتم هاهاها....... بیوگرافی باران کوثری:
![]()
متولد 1364
دختر رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری
با بازی در فیلمهای مادرش به سینما آمد. و سرانجام در فیلم « زیر پوست شهر » بود که خوش درخشید.
باران کوثری سال 1381 را با بازی در فیلمی غیر از ساخته مادرش آغاز کرد: « رقص در غبار ». بازی او در « خوابگاه دختران » فراتر از حد تصور است.
باران کوثری سرانجام یکی از درخشان ترین بازیهایش ارائه کرد و موفق شد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره بیست و پنجم را بی چون و چرا از آن خود کند: « خون بازی ».
در 21 سالگي، سيمرغ بلورين جشنواره فجر را از آن خود كرده است. وي در 25 مهرماه سال 1364 در تهران به دنيا آمد. ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيهكننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر همه علاقهمندان به سينما ميشناسند، (رخشان بنياعتماد...)
باران ميگويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان پنج ساله بودم...
يك سال بعد در فيلم (نرگس) كاري از مادرش ايفاي نقش كرد، او در سال 82 ديپلم گرفت و سپس مدرك ديپلم نمايش از هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بيشتر در فيلمهاي مادرش بازي كرد. سال 73 در فيلم روسري آبي، 76 در بانوي ارديبهشت، در سال 78 زيرپوست شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فيلمي از اصغر فرهادي بازي كرد كه (رقص در غبار) نام آن فيلم بود و... سپس در سال 82 مقابل دوربين (سيروس الوند) ظاهر شد، در فيلمي به نام (برگ برنده...) اما بيشتر زماني چهره شد كه در فيلم جديد (محمدحسين لطيفي) ايفاي نقش كرد، فيلم خوابگاه دختران كه در ژانر ترس بود.
اینم عکس امین حیایی وهمسرش.
اینم عکس هدیه تهرانی وهمسرش. 
اینم عکس حمیدگودرزی وهمسرش. 
اینم عکس شهاب حسینی وهمسرش. 
اینم عکس هومن سیدی وازاده صمدی.
اینم عکس گلشیفته فراهانی وهمسرش.
این عکس فروتن وهمسرش است.
![]()
بیوگرافی الناز شاکردوست:
الناز شاكردوست در سال 1363 در يكي از محله هاي تهران چشم به دنيا گشود..در دوران دبستان عاشق بازيگري شد.دانشجوي تئاتراز دانشكده هنرو معماري دانشگاه تهران است. كلا انساني عجيبي است.. عاشق فوتبال است شبيه بازيگري ! مادر خود را بسيار دوست دارد. و عجيب ترين نكته در زندگي او دوست صميمي اوست.
مدرک تحصیلی: دانشجوي تئاتر از دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد تهران
با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.
شاکردوست در « بی وفا » اولین ساخته منتقد قدیمی سینما - اصغر نعیمی - بهترین بازی کارنامه سینمایی اش را به نمایش گذاشت.
بله دوست صميمي او گوهر خير انديش است كه حداقل 30 سال از او بزرگتر است.به طور اتفاقي وارد سينما شد.به گفته كيومرث پوراحمد وقتي دنبال يك بازيگر حدودا 20 ساله ميگشته كه الناز رو ديده و از بازي وي كه در ان موقع در تئاتر بازي مي كرده خوشش امده و او را در فيلم گل يخ به عنوان بازيگر نقش اول بازي داده است. بازي هاي مختلف و نقش هاي مختلف كه از او ديديم او را يك بازيگر باهوش و با استعداد معرفي كرده است. بازي هاي متفاوت نظير يك دختر پولدار در عروس فراري ... يك دختر شل و ول در مجردها(واقعا فوق العاده بود).. يك دختر نسل سومي در چه كسي امير را كشت (بازي او در اين فيلم عالي بود..بسيار بهتر از نيكي كريمي . مهناز افشار و...)و بازي بسيار زيباي او در فيلم بي وفا(به عنوان يك دختر پايين خيابوني كه عمرا هيچ بازيگري نمي تونست اين نقش را به اين خوبي بازي كن).در اين سه سال و تا سن 22 سالگي بازي در 11 فيلم يك امار فوق العاده براي يك بازيگر است..منتقدين بسياري از همان اول از بازي او تعريف كرده اند.
حتي هنرمنداني مانند مرحوم منوچهر نوذري از بازي وي تعريف كرده اند.. همچنين مهدي فخيم زاده كارگردان خوب كشورمان عنوان كرده است كه الناز شاكردوست به زودي بهترين بازيگر سينماي ايران خواهد شد.
اینم عکسی ازمجری باحال تلویزیون احسان علیخانی
برزو ارجمند: مردم اگر نباشند، ما هم نيستيم
(برزو ارجمند)، بازيگري است كه در سالهايگذشته بسيار پركار بوده و فعاليتهاي زيادي درزمينه سينمايي و تلويزيوني انجام داده است. بهخصوص در مجموعههاي تلويزيوني كه بسيارپركار ظاهر شده است...
ارجمند بازيگري است كه در هر كاراكترينقش خود را به خوبي به انجام ميرساند. اما اوتفاوتي هم با بازيگران هم نسل خود دارد و آناين است كه در يك خانواده هنرمند به دنيا آمدهو از كودكي با هنر سينما و بازيگري آشنا است. پدراو (انوشيروان ارجمند)، از بازيگران قديمي تئاترو سينما است كه نقشهاي بهياد ماندني تاكنون ايفاكرده و همينطور، عموي او (داريوش ارجمند)كه بازيگري توانا در هنر ايران است. (برزوارجمند) در چنين خانوادهاي رشد كرده و ازتجربيات آنان به نحواحسن استفاده كرده است وشايد به همين دليل باشد كه او هر نقشي را بهخوبي ايفا ميكند.
ارجمند ميگويد: (از كودكي در خانوادهايرشد كردم، كه پدر و عمويم در فيلمها ومجموعههاي موفقي ايفاي نقش كردند و اين امرباعث شد تا من از تجربيات آنان به نحواحسناستفاده كنم). گفتگويي با اين هنرمند جوان كهقرار است آلبوم موسيقياش هم را وارد بازارموسيقي كند، انجام داديم كه در ذيل خواهيدخواند:
خانواده سبز: متولد چه سالي هستيد و در كجابه دنيا آمديد؟ و چند خواهر و برادريد، تحصيلاتآنان تا چه مقطعي است؟
ارجمند: در هفتم فروردينماه سال 1354در مشهد مقدس به دنيا آمدم، يك خواهركوچكتر از خود به نام (بهاره) دارم كه ليسانسفلسفه دارد و هماكنون خود را براي فوقليسانسآماده ميكند.
خانواده سبز: مگر والدين شما آنجا زندگيميكردند؟
ارجمند: هر دو پدربزرگهايم در مشهدزندگي ميكردند، زماني كه علي نصيريان پدرم رابراي تاسيس خانه فرهنگ در حاشيه كوير فرستاد،پدرم با مادرم آشنا شد و ازدواج كردند، من تا 19سالگي در مشهد زندگي ميكردم.
خانواده سبز: متاهل هستيد؟
ارجمند:بله، دو ماه است كه با همسرم كهگريمور سينما هستند، ازدواج كردهام و زندگيمشتركمان را آغاز كردهايم.
خانواده سبز: چه شد كه ازدواج كرديد، آيا درفكر ازدواج بوديد يا نه؟ يا اينكه كه همه چيزاتفاقي پيش آمد؟
ارجمند: كاملا اتفاقي بود، به قول معروف همهچيز از يك نگاه آغاز شد و آغاز گر زندگيمانهمان نگاه بود. گرچه بايد بگويم كه در دانشكده اوكلاس بودم.
خانواده سبز: كار بازيگري را چهطور و از كجاآغاز كرديد؟
ارجمند: ليسانس بازيگريام را از دانشگاه آزادگرفتم و اولين كارم هم (باني چاو)، كاري ازاحمدرضا گرشاسبي بود كه سال 73 پخش شد.در واقع كار حرفهاييام از همان زمان آغاز شد وتا به امروز كه در خدمت شما هستم ادامه دارد.
خانواده سبز: حرفه ديگري به جز بازيگريداريد؟
ارجمند: نه متاسفانه.
خانواده سبز: چرا متاسفانه؟
ارجمند:اگر شغل ديگري هم داشتم، خوب بودچون اين حرفه اصلا امنيت شغلي ندارد; اما به هرحال بايد فكري براي آيندهمان انجام دهيم، چراكه روزها خيلي سريع ميگذرد و با چشم برهمزدني مثل باد عمرمان ميگذرد.
خانواده سبز: شما در ژانر طنز جا افتادهايد،حتي كارهاي جدي هم كه انجام ميدهيد،دستمايهايي از طنز را ميتوان در آن ديد.خودتان چنين خواستيد يا كاملا اتفاقي بودهاست؟
ارجمند:نه، حقيقتا خودم اصلا فكر نميكردم،بخواهم در ژانر طنز كار كنم و كاملا اتفاقي بوده،ميتوانم بگويم با (زيرآسمان شهر) اين روند آغازشد و پس از آن در بيشتر نقشهايي كه ايفا كردماين ژانر را با خود به همراه داشتم.
خانواده سبز: آيا شما هم جزو كساني هستيد كهاز كودكي دوست داشتند، بازيگر شوند؟
ارجمند: نه، از كودكي موسيقي را خيليدوست داشتم، پس از ديدن فيلم (دندان مار)ساخته (مسعود كيميايي) تصميم گرفتم وارد اينحرفه بشوم.
خانوادهسبز: و نقش آنان در پيشرفت شماچگونه بوده است، اگر خاطرهاي از آن زمان بهياد داريد، برايمان تعريف كنيد؟
ارجمند: من هميشه با آنان مشورت ميكردم،چه در زمينه تحصيلي و چه در زمينه بازيگري،يادم ميآيد سال 83 كه به من پيشنهاد بازي ازطرف آقاي اسكندري داده شد، پدرم و عمويمهر دو مرا براي بازي تشويق كردند، تا همينحد...
خانواده سبز: عموي شما نميگويد كه چرا درقالبهاي طنز زياد بازي ميكنيد؟
ارجمند: نه، چرا كه طنز هم نوعي بازي است،اتفاقا خوشحال هم هستند كه من توانستم در اينقالب جا بيفتم، البته بايد به اين نكته توجه كرد كهآن زمان من بيشتر انتخاب ميشدم، اما حالاخودم نقشهايم را انتخاب ميكنم.
خانواده سبز: چند كار تلويزيوني، سينمايي وتئاتر در كارنامه كاريتان ديده ميشود؟
ارجمند: 30 كار تلويزيوني، 5 كار سينمايي واز كودكي هم كه زير نظر پدرم كار تئاتر انجامدادهام. پدرم هم از كودكي كار تئاتر كرده بود واز تجربيات فراواني بهرهمند بود، به همين خاطرمرا كاملا با اين حرفه آشنا ساخت و من به طور زيربنايي با اين حرفه آشنا شدم و از تجربيات پدر وعمويم بهطور كامل استفاده كردم.
خانواده سبز: در سينما چرا كم فعاليتميكنيد؟
ارجمند: كاملا مشخص است، چرا كه بيشترپيشنهاد تلويزيوني دارم.
خانواده سبز: تحت تاثير كدام يك ازهنرپيشههاي ايراني بيشتر قرار گرفتهايد؟
ارجمند: من در تئاتر از پدرم خيلي تاثيرگرفتهام و همينطور از (سعيد پورصميمي)، درايران هنرپيشه خوب خيلي داريم، مانند استادانتظامي، پرويز پرستويي، فرخنژاد و...
خانواده سبز: آرزوي دست نيافتني شماچيست؟
ارجمند: زياد آدم آرزوپروري نيستم، ولي كاردست نيافته و انجام نشده زياد دارم، به نظرمانسانها بايد با واقعيت زندگي كنند، چرا كهآرزوهاي خيالي آنان را از واقعيت دور ميسازد.
خانواده سبز: اگر دوباره متولد ميشديد بازهم همين حرفه را براي خود انتخاب ميكرديد؟
ارجمند: واقعيت اين است كه خانواده من درجريان اين حرفه خيلي موثر بودند، اگر در همينخانواده به دنيا ميآمدم، قطعا دوباره بازيگرميشدم، چرا كه مشوقهاي خوبي به نام خانوادهداشتم.
خانواده سبز: اهل كتاب خواندن و مطالعه همهستيد؟
ارجمند: بله، خيلي زياد. بيشتر هم دوستدارم نمايشنامه بخوانم، چرا كه بازيگر بايدمطالعات زيادي داشته باشد تا بتواند در هر نقشي،ايفاي نقش كند و اين تنها به مطالعه و تحقيقبستگي دارد.
خانواده سبز: راستي يك قسمت هم در(شبهاي برره) بازي كرديد، در مورد اين كارچه ميگوييد؟
ارجمند: تا قبل از آن، با (مهران مديري) كارنكرده بودم، او واقعا يك فرد استثنايي است، مناز طريق دوست خوبم (سيامك انصاري) وارداين برنامه شدم و آنقدر هم لذت بردم كه به هيچعنوان صحبت مادي نكردم و افتخاري ايفاي نقشكردم.
خانواده سبز: آن طور كه شنيديم، شما باسيامك انصاري در دانشكده همكلاس بوديد؟
ارجمند: بله، اما تنها سيامك نبود، حميدگودرزي، بهناز جعفري، عارف لرستاني، كامبيزديرباز و خيليهاي ديگر كه حالا حضور ذهنندارم، خوشحالم كه همه آنها توانستند در كارشانموفق شوند.
خانواده سبز: شما از جمله جواناني هستيد كهدر سالهاي اخير در بازيگري به موفقيترسيدهايد، ميخواهيم از شما بپرسيم نظرتان درمورد جوان ايراني چيست؟ و به طور كلي كمي دررابطه با نسل سوميها براي ما توضيح بدهيد.
ارجمند: اجازه بدهيد ابتدا به نكتهاي اشارهكنم و آن اين است كه من اعتقاد دارم دانش واستعداد ايراني در هيچ كجاي دنيا نيست، يعنيوجود ندارد، در سالهاي اخير ديديم كه افرادموفقي در كشور ظهور كردند كه اين نشان از دانشايراني است، هم اكنون در سراسر جهان، ازنخبگان ايراني به نحو احسن استفاده ميكنند كهاي كاش ما امكاناتي براي آنان در نظر ميگرفتيمتا آنان در ايران، سرزمين مادريشان مشغول بهفعاليت شوند.
همان طور كه ميدانيد، در ماههاي اخير،بحث و جدلهاي زيادي در رابطه با انرژيهستهاي در ايران بود، دول غربي ناراحت هستندكه ما چرا بايد خودمان در اين عرصه به فن آوريهستهاي برسيم، آنان ميترسند كه اين دانش راجوان ايراني داشته باشد و خوشحالم كه سرانجامبرنده اين جدال ما بوديم، يعني ايران.... حرفمن اين است كه عليرغم سوء تبليغاتي كه طي اينسالها عليه ايران و جوان ايراني ميشود، ماپيشرفت خوبي داشتيم و اين نشان از موفق بودنايراني و ايران است، البته قبول دارم كه امكاناتما بايد بيشتر شود كه به اميد پروردگار مسئولين اينكار را بهتر از گذشته انجام خواهند داد و امكاناترا براي جوان ايراني فراهم ميكنند.
خانواده سبز: به نظر شما با مزهترين هنرپيشهايراني چه كسي است؟
ارجمند: خيليها را دوست دارم. مهرانمديري، مهران غفوريان، جواد رضويان، رضاشفيعيجم و سيامك انصاري كه به نظر من درمجموعه (شبهاي برره) بهترين بازي را ارائهداده است.
خانواده سبز: خودتان خارج از فضاي كار آدمشوخطبعي هستيد؟
ارجمند: شيطنت دارم...
خانواده سبز: دوران كودكي هم خيليشيطنت ميكرديد؟
ارجمند: نه، اصلا€ اتفاقا بچه آرامي بودم.
خانواده سبز: اهل تماشاكردن فوتبال همهستيد؟
ارجمند: من به تماشاي فوتبال اعتياد دارم.
خانواده سبز: قرمز يا آبي؟
ارجمند: اصلا نپرسيد، چون دوستان بسيارخوبي در هر دو تيم دارم.
خانواده سبز: بزرگترين بازيكن فوتبالايران؟
ارجمند: بيشك، علي دايي.
خانواده سبز: به نظر شما اين درست است كهاين چنين (برانكو) اين روزها مورد حمله قرارگيرد؟
ارجمند: راستش را بخواهيد، نه... من برانكو راخيلي دوست دارم، بيشتر از همه بخاطرشخصيتش و او همين شخصيت را به تيم مليانتقال داد... او آرام آرام در دل مردم جا افتاد وبيشتر مردم و طرفداران فوتبال او را دوستدارند، متاسفانه يكي از خصلتهاي بد ما ايرانيهااين است كه گذشتهها را زود فراموش ميكنيم بهخصوص خوبيها و حسنات يك فرد را... اگريادتان باشد تا سال 80 فوتبال ملي معطوف شدهبود به استقلال و پرسپوليس و يا ديگر تيمهايتهراني و به ندرت از چند فوتبال شهرستانيدعوت به عمل ميآمد...اما با آمدن (بلاژويچ) ودر كنار او (برانكو) كه همان زمان به او(پروفسور) لقب داده بودند، اين ذهنيت را درتيم ملي بهوجود آورد كه از سراسر ايران به تيمبازيكن دعوت شود و تيمهاي شهرستاني همبازيهاي ملي را جدي گرفتند. به نظر من برانكو وپيش از وي، (بلاژويچ) به فوتبال شهرستانهاشخصيت دادند و باعث شدند تا آنان خودشان راباور كنند و اين شخصيت به ليگ هم كشيده شد.(برانكو) در فوتبال ايران يك (اتفاق) بود.
خانواده سبز: بهترين كاري كه در آن بازيكرديد، به نظر خودتان كدام فيلم بود؟
ارجمند: (مشق عشق)، از نظر خودم عالي بود،پشت كنكوريها را هم دوست داشتم. من در(مشق عشق) به جرات ميتوانم بگويم حتي بيشتراز چهار سال دانشكده آموختم.
خانواده سبز: دوست داريد در آينده با چهكارگردانهايي بيشتر كار كنيد؟
ارجمند: حميد فرخنژاد، بهرام بهراميان و اگرروزي (حامد بهداد)، فيلمي را بسازد€ خيلي دلمميخواهد در آن بازي كنم، چون بهدادفرازميني فكر ميكند. او اصلا آدم اين زميننيست.
خانواده سبز: راستش را بگوييد، تافته جدابافتهايد؟
ارجمند: خير، هرگز. واقعا هيچ وقت اين چنيننبودم. من در اوج كارم در زير آسمان شهر وپشتكنكوريها هم چنين فكري نكردهام، چوناز دوران كودكي آدمهايي را كه خيلي شهرتداشتند، ديده بودم و به نظرم با بقيه هيچ فرقينداشتند.
خانواده سبز: كار سختي است كه هر زمانبخواهي، به همه اداي احترام كني، سوال همه راپاسخ دهي و ...؟
ارجمند: نه، سخت نيست، اين قسمتي از شغلماست، سرمايه ما همين مردم هستند، (مردم اگرنباشند، ما هم نيستيم.)، مردم بايد باشند تا ما همباشيم.
خانواده سبز: از تيم واليبال هنرمندان و حضورخودتان بگوييد؟
ارجمند: من حدود دو سال است كه با اين تيمهمراه شدهام و خدا را شكر كه در اين تيم فقط بهخاطر كار خير همه حضور دارند، اميدوارم اينكارهاي خير در زندگي ما هم اثري مثبت داشتهباشد. جا دارد از مدير اين تيم امير طالبي تشكرويژهاي داشته باشم، كه طي اين مدت زحماتزيادي كشيد.
خانواده سبز: شنيديم كه گيتار هم ميزنيد، تاچه حد با اين ساز آشنا هستيد؟
ارجمند: من تا حدي گيتار مينوازم، اما اين بهمعني آن نيست كه حرفهاي هستم، نه به هيچعنوان... بد نيست خبري هم از طريق خانوادهسبز در اختيار خوانندگان بگذارم و آن اين استكه تا دو ماه ديگر ضبط آلبوم موسيقيام به پايانميرسد، تصميم گرفتم كه براي (اولين و آخرينبار) چنين كاري انجام دهم، تنظيم آلبوم منبرعهده (هومن مير عابديني) است كه آهنگسازيتعدادي از قطعات آن برعهده خودم است، چهارتا از اشعار اين آلبوم هم توسط خودم سرودهشده است.
خانواده سبز: و حرف پاياني...
ارجمند: با تشكر از شما و آرزوي موفقيت برايهموطنان عزيزم ضمن اين كه آخرين كارم، يكفيلم 90 دقيقهاي به كارگرداني (مريم سعادت)است كه در همين ماه كليد خواهد خورد.
پارمیس جون این متن بالارافقط برای تونوشتم![]()